هالوین شبی که از خود بی نقابم ترسیدم!
Aftab
روزای آفتابی را بروم نیار ...دلم گرفته
او از جنگ برگشته بود و من زخمهایش را در آن صبح سرد بوسیدم
کجاست سمت حیات ؟
شمع افسرده ی ماه
آی آدم ها
کرگدن چطور جماعتی را برای تماشای خود به تالار شهر کشید
دشتها آلوده ست در لجنزار گل لاله نخواهد رویید در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت اید ؟ فکر نان باید کرد
این بود آن مزرعه ای که شب ها به رویا می دیدمش/این بود آن زمین موعودم